!رخشان و فراموش شدگان

صدای فراموش‌شدگان، با لنز پرسش‌گر رخشان بنی‌اعتماد

مستند «این فیلم‌ها رو به کی نشون میدین؟» ساخته رخشان بنی‌اعتماد، روایت زندگی فراموش‌شدگان شهرک فاطمیه در محله ۱۳ آبان است؛ جایی که گودنشینانی از دهه ۵۰، با فقر و محرومیت دست‌وپنجه نرم می‌کنند. بنی‌اعتماد با نگاهی انسانی و شجاعانه، دوربین خود را به دل این فضا می‌برد و بی‌صداترین اقشار جامعه را به تصویر می‌کشد. این مستند با نمایش تلخی‌ها و نابرابری‌ها، به هنر به‌عنوان ابزاری برای آگاهی، پرسشگری و تغییر نگاه می‌کند و بارقه‌ای از امید را در دل تاریکی به تصویر می‌کشد.

«مشکل نداری و بیکاریه. فقر… فقر… فقر… سوختیم. من یه نفر پیر زنم پشت یه کوه مشکل! با ماهی چهارصد تومن امام خمینی چکار کنم؟ بیا ببین. نه فرشی نه زندگی‌ای… مریضیم. شما را به اون خدا به داد ما برسید. اگه خدا را می‌شناسید! اگر نمی‌شناسید که هیچی. ما سوختیم اینجا… گشنه‌ایم.» این جملات تکان‌دهنده را مهری خانم، زنی ۵۰ ساله، در ابتدای مستند «این فیلم‌ها رو به کی نشون میدین؟» از رخشان بنی‌اعتماد بیان می‌کند. مستندی که با روایت ساده اما عمیق خود، مخاطب را به درون زندگی ساکنان شهرک فاطمیه، در محله ۱۳ آبان، می‌برد. این شهرک محل سکونت گروهی از گودنشینانی است که در سال‌های ۱۳۵۷-۱۳۵۸ پس از تخریب خانه‌هایشان به‌طور موقت در این منطقه اسکان داده شدند. اما این موقتی بودن، رفته‌رفته به یک زندگی دائمی تبدیل شد و سال‌ها ادامه یافت. آن‌ها در سکوت، فراموش شدند.
فیلم بنی‌اعتماد نشان می‌دهد که چگونه مسئولان وقت تهران پس از بررسی وضعیت این شهرک به این نتیجه رسیدند که اصلاح آن امکان‌پذیر نیست. در این میان، مهری خانم با تلخی می‌گوید: «اینجا خانواده‌های سالم زیادی زندگی می‌کنند که فقط فقیرند.» خانواده‌هایی که گاه ۶ نفرشان در اتاقی ۱۵-۲۰ متری بدون پنجره، ساخته‌شده زیر سوله‌ها، زندگی می‌کنند. خانه‌هایی که تنها راه ورود و خروجشان یک درِ کوچک به کوچه است. رخشان بنی‌اعتماد، با شجاعتی کم‌نظیر، از دل این مشکلات عبور می‌کند و وارد فضایی می‌شود که بسیاری از آن فاصله گرفته‌اند. خودش می‌گوید که به‌طور اتفاقی، هنگام بازگشت از فیلم‌برداری «شهر سالم»، این شهرک را دیده و قدم در آن گذاشته است. اما نکته در همین شجاعت است؛ او از «بالای ونک» مشکلات را مشاهده نکرد، بلکه به میان این فضا آمد و با واقعیت روبه‌رو شد. همین نگاه انسانی و حضور مستقیم است که یک هنرمند دغدغه‌مند را از دیگران متمایز می‌کند.

دوربین، صدای خاموش‌شده‌ها

رخشان بنی‌اعتماد، به‌عنوان یکی از جریان‌سازترین سینماگران اجتماعی ایران، در این مستند نیز همچون آثار برجسته‌ای چون «زیر پوست شهر»، «روسری آبی» و «گیلانه»، به سینما به‌عنوان یک ابزار پرسشگری نگاه می‌کند. او به‌جای آنکه تنها یک تماشاگر منفعل از دوربین باشد، آن را به ابزاری برای کشف و بازتاب حقیقت بدل می‌کند. در «این فیلم‌ها رو به کی نشون میدین؟»، او تلاش می‌کند به بی‌صداترین و نادیده‌ترین اقشار جامعه، زبانی بدهد. همین نگاه متعهدانه باعث شده است که آثارش فراتر از یک روایت تصویری بروند و بدل به گفتگویی زنده با جامعه شوند. یکی از نکات برجسته این مستند، پرداخت به ظرایف زندگی افرادی است که هر روز برای بقای خود مبارزه می‌کنند. این افراد که در حاشیه‌های اجتماع قرار گرفته‌اند، اغلب توسط سیاست‌گذاران و حتی بخش بزرگی از جامعه نادیده گرفته می‌شوند. بنی‌اعتماد اما با لنز دوربین خود، توجه ما را به سوی این انسان‌ها جلب می‌کند، نه برای ترحم یا تحقیر، بلکه برای آگاهی و مشارکت.

سینما به‌عنوان آینه جامعه

سؤال محوری فیلم، یعنی «این فیلم‌ها رو به کی نشون میدین؟»، نه‌تنها یک چالش برای مخاطبان عادی است، بلکه کنایه‌ای تلخ به نظام سیاست‌گذاری و حتی سینمای ایران محسوب می‌شود. بنی‌اعتماد در پس این پرسش، مسائل عمیق‌تری را به چالش می‌کشد: «آیا هنر می‌تواند تغییری در وضعیت موجود ایجاد کند؟ آیا بازنمایی این رنج‌ها در سینما تنها به یک ثبت تاریخی ختم می‌شود یا می‌تواند تلنگری برای تغییری واقعی باشد؟» در دنیایی که سینما بیش از هر زمان دیگری درگیر سرگرمی و بازاریابی شده است، بنی‌اعتماد به ما یادآوری می‌کند که سینما تنها برای خنداندن و سرگرم کردن نیست. سینما باید آینه‌ای باشد که واقعیت‌های جامعه، هرچند تلخ و دردناک، را منعکس کند.

امید در دل تاریکی

با تمام تلخی‌ها و سیاهی‌هایی که این مستند به تصویر می‌کشد، اما بنی‌اعتماد بارقه‌ای از امید را نیز به مخاطب می‌دهد. او با نمایش انسان‌هایی که هرچند در فقر و محرومیت به سر می‌برند، اما هنوز به زندگی چنگ می‌زنند، نشان می‌دهد که تغییر ممکن است. این امید شاید در نگاه کودکی باشد که هنوز رؤیاهایی برای آینده دارد یا در صدای زنی که، هرچند از رنج‌هایش می‌گوید، اما هنوز باور دارد که شنیده خواهد شد. رخشان بنی‌اعتماد، با ساخت این مستند، نشان می‌دهد که هنر، اگر با دل و تعهد ساخته شود، می‌تواند فراتر از یک اثر هنری عمل کند؛ می‌تواند محرکی برای تفکر، تغییر و حتی انقلاب باشد. «این فیلم‌ها رو به کی نشون میدین؟» تنها یک مستند اجتماعی نیست؛ بلکه اثری است که به ما یادآوری می‌کند که انسانیت، مسئولیت‌پذیری و امید هنوز زنده‌اند.
سینما، اگر صدای ناشنیده‌ها شود، می‌تواند جهانی نو بسازد. در نهایت، شاید پاسخ سؤال «این فیلم‌ها رو به کی نشون میدین؟» این باشد: به ما، به همه ما، که مسئولیم.

مطالب دیگر
جامعه کوتاه‌ مدت؛ بن‌بست مشترک حکومت و اپوزیسیون

جامعه کوتاه‌ مدت؛ بن‌بست مشترک حکومت و اپوزیسیون

نظریه «جامعه کوتاه‌مدت» همایون کاتوزیان فقط توضیحی برای گذشته نیست؛ این نظریه امروز ایران را عریان می‌کند. جایی که حکومت با خشونت آینده را قربانی بقا می‌کند و بخشی از اپوزیسیون، با اخلاق فوریت و حذف، همان الگوی انقلابی را بازتولید می‌کند که مدعی نفی آن است. بحران امروز ایران

بدلِ جعلی مردم‌سالاری

زبان دموکراسی در ایران امروز، گاه آن‌قدر تکرار می‌شود که معنا از دست می‌رود. برخی واژه‌ها چون «انتخابات»، «حق تعیین سرنوشت» یا «گذار»، دیگر نه حامل محتوا، بلکه نقاب‌هایی برای قدرت‌اند. در پسِ این واژگان، گاه همان نظم آشنای سلسله‌مراتبی ایستاده؛ با چهره‌ای تازه، اما با همان شوق قدیمی برای

بیانیه موسوی و آزمون صداقت اصلاح‌طلبی ایرانی

بیانیه میرحسین موسوی؛ آزمون صداقت اصلاح‌طلبی ایرانی

بیانیه اخیر میرحسین موسوی فراتر از محکومیت حمله خارجی است و جدی‌ترین چالش را پیش‌روی جریان اصلاحات قرار داده است. این موضع‌گیری اصلاح‌طلبان را با این پرسش اساسی روبه‌رو کرده که آیا بدون تغییر در ساختار قدرت، اصلاحات واقعی امکان‌پذیر است یا تنها به معنای سهم‌خواهی در چارچوبی تحمیلی خواهد

«مدل بازگشت پهلوی»: از رویای بریتانیا تا واقعیت فرانسه

در کشوری با حافظه‌ای پر از سرکوب، کودتا و بی‌اعتمادی به مداخله خارجی، سلطنت‌طلبان همچنان مدل‌هایی چون سلطنت مشروطه بریتانیا و اسکاندیناوی یا مداخلات نظامی مانند «آزادسازی» ژاپن و فرانسه را تبلیغ می‌کنند. اما آیا جامعه ایران با این کشورها قابل قیاس است؟ ایران امروز به تجربه تاریخی کدام کشور